علاقه ی من به ترانه سرایی از حدود 2 سال پیش که فهمیدم به موسیقی علاقه مندم با خودم گفتم مگه ترانه سرا هایی که تعدادشون هر روز بیشتر میشن چه چیزی بیشتر از من میدونن که به این سطح از شهرت رسیدن؟
همین جا هم اعلام میکنم به غیر از یغما گلرویی، شاهکار بینش پژوه،مریم حیدرزاده، ترانه مکرم ،افشین یداللهی و افشین سیاهپوش بقیه ی کسانی که در داخل کشور خودشان را ترانه سرا میدونند چیز دندون گیری رو به نظر من ارائه نکردند ضمن اینکه علی معلم دامغانی رو بیشتر یک شاعر دفاع مقدس میدونم نه ترانه سرا گرچه سعی کرده با اشعاری که برای محمد اصفهانی و مجید اخشابی که به مخاطب ارائه کرده تا حدودی به موفقیت نسبی دست پیدا کنه.
به هر حال بعد از اینکه چند ماه آهنگ گوش کردن به این حس رسیدم که میتونم تیری در تاریکی بزنم و شانسم رو امتحان کنم.
اوایل خیلی تقلیدی و عاشقانه از آب در میومد اما به مرور زمان پیشرفت کردم تا اینکه تصمیم گرفتم یکی از شعرامو به آرتین شاهوران که آلبوم زیبای صورتک رو سال 82 منتشر کرده بود میل بزنم چند روز بعد هم جوابمو داد و گفت شعر از نظر عروض اشکال داره و همونجا کلی خورد تو ذوقم اما هنوز نا امید نشدم و این راهو ادامه میدم به چند تا از ترانه هام توجه کنید.
دلم نمیخواست که چشمام به روی چشمات وا بشه
نخواستم پنجره ی دل به روی قلب تو وا شه
من میخواستم همیشه یک دل بمونم
این جوری هر کسی تو دل هر کسی جا میشه
این جوری میشه فهمید عشق مثه کتاب میمونه
اون کسی که دو رنگه همیشه تو خواب میمونه
فقط کسی برندس
که دور باشه از هوس
پاک باشه از هر کلک
تو بازی تک به تک
تهی باشه از نیرنگ
قلبش نباشه از سنگ
حرفش دروغ نباشه
قلبش شلوغ نباشه
تو دلش یکی باشه
یکی دیگه جا نشه
تا حرفی دیگر خداحافظ.