از اینکه 2 هفته واسه ی نوشتن ادامه ی پست مربوط به عروسی طول کشید زیاد تحجب نکنید من همینجوریم دیگه.
خلاصه ش اینکه اون شب عقاب آسیا اومده بود اولش که از اطرافیان این خبر رو شنیدم گفتم مثل همه ی خالی بندی های قبلیشون که جدی نگرفتم با این اتفاق برخورد مینکنم اما یهو دیدم احمد رضا عابدزاده از کنارم رد شد.
رفتم بهش سلام کردم، اون هم با لبخند به سلامم جواب داد ازش پرسیدم دیگه فعالیت باشگاهی رو ادامه نمی دید به عنوان مربی یا کمک مربی؟
اونم گفت نه دیگه، فعلا نه. ( نکته ی جالب توجه اینکه چند روز بعد یعنی هفته ی پیش سر تمرینات سرخپوشان پایتخت حاضر شده بود و به عنوان تمرین دهنده در کنار حمید استیلی به فعالیت مشغول شد اما همونجا هم اعلام کرد حاضر نیست که به عنوان کمک مربی در کنار مربی خارجی کار کنه. که این اتفاق هم رخ داد و حضور او در پرسپولیس به کل منتفی شده فعلا.)
به هر حال اگه تونستم از اون شب و اتفاقاتی که افتاد بیشتر مینویسم.