2 شنبه شب عروسی نوه ی عمه ام یا به عبارت دیگه پسر دختر عمه ام دعوت بودم. کسی که نسبت خیلی دوری با من داره و چند سالی بود که ندیده بودمش.
راستش خودم در کل از عروسی خیلی خوشم میاد دلیل اصلی اون هم موجودی به نام شام هست که عجیب آدم رو تحت تاثیر قرار میده.
نمیدونم چرا شام عروسی اشتهای آدم رو n چندان میکنه و آدمیزاد دلش میخواد هر چی جلوشه ببلعه.
دومین دلیل من که باعث شده از عروسی خوشم بیاد بزن و برقص و بکوب عروسی که البته از رقصش زیاد خوشم نمیاد چون نه خودم
رقصیدن بلدم و نه توی رقص بقیه چیز خاصی نمیبینم یعنی حرکت عجیب و غریبی توش نداره و یه کار تکراریه که همیشه تو عروسی ها انجام میشه.
فارغ از این قضیه باید بگم از آهنگ های عروسی خیلی خوشم میاد چون هم اینکه اکثر این آهنگ ها رو قبلا شنیدم و تفاوت اجرای خواننده ی اصلی با خواننده ی عروسی رو میشه حس کرد.
اینکه خواننده عروسی سعی داره از هر شگردی برای شبیه کردن صدای خودش به خواننده انجام بده که تا حدودی خنده دار به نظر میاد. مثلا در حالی که خواننده در حال خوندن ((بگو بگو کدوم خیابونه که منو به تو میتونه برسونه)) هست در یک آن ریتم آهنگ رو عوض میکنه و این صدا شنیده میشه:DJ Aligator
بعد از اینکه یه سری آهنگ مثل جون خودت و مجنون (بلک کتس)، خوشگلا باید برقصند و نگو نه نمیشه (اندی) و... که دارای ریتم دامبول و دیمبول هستند به وسیله ی خواننده ی مقلد اجرا شد رسیدیم به بخش بریدن کیک عروسی.
تا اینجای کار رو داشته باشید تا فردا که به تفصیل این بخش رو شرح بدم و هم اینکه اون نکته ی جالب درباره ی حضور یکی از ستارگان سابق فوتبال آسیا (اسمش بمونه برای فردا اما اگه به قسمت نظرات مراجعه کنید اسمش رو هم متوجه میشید.) در مجلس عروسی بود رو به طور کامل و بامزه براتون بنویسم.
تا فردا خداحافظ.