تبليغاتX
mvp999
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد

 

 

فردا که عید مبعث هست رو به همتون تبریک میگم و مطالب امروزم رو با اخباری قرمز رنگ پیگیری میکنم.

توی این روز ها قرمز ها حسابی خبر ساز بودند از پرسپولیسی که این روز ها مصطفی دنیزلی رو جایگزین آری هان هلندی، مربی فعلی کامرون کرده ( که واقعا برای آری هان بهترین تیم ممکن بود و تا حدودی از این تصمیم فدراسیون فوتبال کامرون شگفت زده شدم. به هر حال مرد هلندی به دنبال کسب افتخارات متعدد با شیر های رام نشدنی فوتبال آفریقاست و اگر اتفاق خاصی رخ نده ازهمین روز ها تا 4 سال دیگه هدایت سبزپوشان رو به عهده میگیره.

نکته ی دیگه در مورد هافبک مشهور هلندی ها در دهه ی 70 اینکه وی در مورد دنیزلی اظهارنظر جالبی از خودش در وکرده و گفته: (( دنیزلی را نمیشناسم.))

دنیزلی هم در گفتگو با خبرگزاری فوتبال ایران کم نیاورده و جواب دندون شکنانه ای! داده:

(( ترجیح میدهم در این مورد چیزی نگویم. اما اگر واقعا چنین حرفی زده پیشنهاد میکنم بازی ترکیه و هلند رو تماشه کنه.

غیر از علیرضا نیکبخت واحدی مو قشنگ و جواد کاظمیان پسر محزون این روز ها ناراحت که اولی بعد از مدتی در تمرینات سرخپوشان ظاهر شد و روزه ی سکوت خودش رو شکست و مصاحبه ی نسبتا کاملی پیرامون اتفاقات اخیر با نشریه ی نگاه ورزشی انجام داد (پیشنهاد میکنم این روزنامه رو فوتبالدوستان حتما تهیه کنند چون هم اولین روزنامه ی تمام رنگی ئ  گلاسه ی ورزشی در ایران به حساب میاد ضمن اینکه در قطع آسه به چاپ میرسه و در 16 صفحه و 50 تومان ارزونتر از روزنامه ی خوش رنگ و آب گل هست و بسیار امکانات و مزایای دیگر. ببخشید که این پرانتز زیاد طول کشید به خدا من هیچ نسبتی با عوامل این روزنامه ندارم ولی چون خوشم اومده از روزنامه تبلیغش کردم.)

و دومی هم که با تصمیمی عجولانه سرخپوشان رو تنها گذاشت،

دیروز در فوتبال جزیره اتفاق جالبی افتاد و شیاطین سرخ با گل های لوییز ساها ی فرانسوی و وین رونی خشن و کریس رونالدوی شوتزن و گل به خودی پی یه رس ( با رابرت پیرس اشتباه نگیرید) تونستند به یه برد قاطعانه برسند ضمن اینکه ریو فردیناند سیه چرده یه گل به خودی به ثمر رسوند به قول عادل خوشگله چه میکنه این بازیکعن ( نه بازیکن).

ضمن اینکه امروز تولد نویسنده ی آفتاب سبز بیده و بهش تبریک میگم.

 

  

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 22:56  توسط محمد   | 

سلام تمام سعی من اینه که به زودی ادامه ی پست قبلی رو مفصلا بنویسم اما قبل از اون اینو بگم که مصطفی دنیزلی سر مربی جدید پرسپولیس گفته که قرار دادم با پرسپولیس قرار داد قشنگیه.

   به زودی در این مورد در وبلاگم بیشتر توضیح میدم. فعلا

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 22:16  توسط محمد   | 

همین فقط میخواستم بگم که شرمنده که یه روز دیر تر آپدیت میشه

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 0:18  توسط محمد   | 

2 شنبه شب عروسی نوه ی عمه ام یا به عبارت دیگه پسر دختر عمه ام دعوت بودم. کسی که نسبت خیلی دوری با من داره و چند سالی بود که ندیده بودمش.

راستش خودم در کل از عروسی خیلی خوشم میاد دلیل اصلی اون هم موجودی به نام شام هست که عجیب آدم رو تحت تاثیر قرار میده.

نمیدونم چرا شام عروسی اشتهای آدم رو n چندان میکنه و آدمیزاد دلش میخواد هر چی جلوشه ببلعه.

دومین دلیل من که باعث شده از عروسی خوشم بیاد بزن و برقص و بکوب عروسی که البته از رقصش زیاد خوشم نمیاد چون نه خودم

رقصیدن بلدم و نه توی رقص بقیه چیز خاصی نمیبینم یعنی حرکت عجیب و غریبی توش نداره و یه کار تکراریه که همیشه تو عروسی ها انجام میشه.

فارغ از این قضیه باید بگم از آهنگ های عروسی خیلی خوشم میاد چون هم اینکه اکثر این آهنگ ها رو قبلا شنیدم و تفاوت اجرای خواننده ی اصلی با خواننده ی عروسی رو میشه حس کرد.

اینکه خواننده عروسی سعی داره از هر شگردی برای شبیه کردن صدای خودش به خواننده انجام بده که تا حدودی خنده دار به نظر میاد. مثلا در حالی که خواننده در حال خوندن ((بگو بگو کدوم خیابونه که منو به تو میتونه برسونه)) هست در یک آن ریتم آهنگ رو عوض میکنه و این صدا شنیده میشه:DJ Aligator

بعد از اینکه یه سری آهنگ مثل جون خودت و مجنون (بلک کتس)، خوشگلا باید برقصند و نگو نه نمیشه (اندی) و... که دارای ریتم دامبول و دیمبول هستند به وسیله ی خواننده ی مقلد اجرا شد رسیدیم به بخش بریدن کیک عروسی.

تا اینجای کار رو داشته باشید تا فردا که به تفصیل این بخش رو شرح بدم و هم اینکه اون نکته ی جالب درباره ی حضور یکی از ستارگان سابق فوتبال آسیا (اسمش بمونه برای فردا اما اگه به قسمت نظرات مراجعه کنید اسمش رو هم متوجه میشید.) در مجلس عروسی بود رو به طور کامل و بامزه براتون بنویسم.

تا فردا خداحافظ.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 23:55  توسط محمد   | 

 

سلام قبل از هر چیز باید بگم از اینکه در آپدیت کردن وبلاگ تا حدود زیادی تاخیر به وجود اومد ازتون معذرت بخوام و برای جبران این کار هم چند بخش جدید رو به وبلاگ اضافه میکنم و با دستای پر دوباره برمیگردم.

 اسامی این بخش های جدید هم تا اینجای کار عبارتند از:

1-نیمه خصوصی: که مربوط میشه به مطالبی درباره ی خودم و اطرافیانم که به نظرم برای شما هم میتونه جذاب باشه.

2-آهنگ روز: هر روز یک آهنگ رو از سایت ایران ترانه به عنوان آهنگ روز انتخاب میکنم  و لینک اون رو در بخش پیوند های وبلاگ قرار میدم.

3-چهره ی روز: بخشی که حدود یک هفته از افتتاحش میگذره اما فقط توی این 7 روز فقط 1 نفر رو معرفی کردم.

از این به بعد سعی میکنم هر روز این بخش رو آپدیت کنم.

4- حاشیه: بخشی که در اون به مطالب حاشیه ای که در فوتبال، موسیقی و سینما اتفاق میافته میپردازم.

نهایت تلاشم رو در راه کامل کردن این بخش ها انجام میدم و ازتون میخوام با نظراتتون منو در این امر یاری کنید.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 23:52  توسط محمد   | 

در بهار 81 شادمهر عقیلی طی یک اقدام قابل پیش بینی راهی کانادا شد تا فعالیت خود در عرضه ی موسیقی رو خارج از ایران و در فضایی باز تر ادامع بده.

در زمستان 81 با انتشار آلبوم خیالی نیست تونست به طرفداران میلیونی خودش اضافه کنه و با ارائه سبک جدیدی از ترانه در قطعه ی خیالی نیست باب تازه ای رو برای دیگر خوانندگان ایرانی باز کنه و تا حدودی به ترانه های اکثر این آلبوم ها تاثیر بذاره

چون بعد از محبوبیت این ترانه بود که اکثر خواننده ها  به این سبک رو آوردند.

از اون روز به جرات میشه گفت بیش از 90 در صد این آلبوم ها از این سبک استفاده کردند و با استقبال نسبی دست پیدا کردند.

جدیدا یه سی دی از دوستم گرفتم که ترانه ی آشفته گیسو که ترانه ی اصلی اولین آلبوم افشین سیاهپوش ترانه سرای پر تجربه ی موسیقی پاپ هست توی اون سی دی بود. نکته ی جالب این که در این ترانه فریدون آسرایی(خواننده ی موفق آلبوم غریبه) به عنوان همخوان حضور داره و بعد از حدود 2 سال با این آهنگ به موسیقی پاپ برگشته.

ضمن اینکه فریدون در ترانه ی روزای عاشقی که در آلبوم بانوی ترانه با صدای بهنام موسی پور حدود 2 ماه پیش به انتشار رسید به عنوان آهنگساز و همخوان و در آلبوم پر فروش منم میشم مثل خودت با صدای مهران احراری به عنوان آهنگساز حضور داشته تا ثابت کنه در این 2 سال با اینکه آلبمومی عرضه نکرده اما بیکار ننشسته.

یه ترانه هم شنیدم که به نظرم خواننده ی اون افشین سیاهشوش و حس نفرت رو به خوبی تونسته منتقل کنه این هم متن شعر:

 

  داره از دستای تو خون میچکه

انگاری قلب منه که ذره ذره میتکه

این وصیت یه مرد عاشقه

تیر خلاصتو بزن عاشق کشیت مبارکه

بمونم یا نمونم

 از ته چشمات میخونم

یه عاشق زیادیم

تو دستای تو زندونم

بمیرم یا نمیرم

 من مث عشق یه زنجیرم

این دل تیکه پاره رو

 از کی باید پس بگیرم

تو عشق تازه تر میخوای

تو عشق بی خطر میخوای

فرقی برات نمیکنه

یه سایه پشت سر میخوای

دستمو ول کن نا رفیق

از تو بدم میاد! ولی!

خاطره هامو دوست دارم

تو همون عشق اولی

با نهایت تاسف باید اعلام بکنم

صبح خروسخون که بشه

 این دلو اعدام میکنم

میخوام که باورت بشه

این لاف عاشقونه نیس

به هر کی میخواستی بگو

 طرف دیگه دیوونه نیس

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 15:55  توسط محمد   | 

قصد داشتم امروز در مورد علی علیزاده و انتقال این بازیکن به استقلال تهران بنویسم که این کار رو با عرض معذرت به فردا موکول میکنم فعلا خداحافظ.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 0:10  توسط محمد   | 

هممون در نقش یک بازیگریم. انگاری از روی نمایشنامه داریم زندگی مونو اجرا میکنیم. نمایشنامه ای که شاید نویسنده و کارگردان اون خدای بزرگ هست و ما فقط توی این دنیا نقشی رو به عهده میگیریم که اون خواسته. یه روز خنده، یه روز گریه، یه روز قبولی تو کنکور، یه روز هم شکست توی ازدواج یا کل زندگی. یا چرا اصلا راه دور بریم یه روز صلح و یه روز هم مثل این روز ها جنگ. جنگی که معلوم نیست اسرائیلی ها کی میخوان تمومش کنن. نمیدونم نقش سازمان ملل این وسط چیه؟ کشک یا دوغ؟ یه علامت سوال بزرگ هم برای من وجود داره و اونم اینکه چرا اسرائیل با این همه تجهیزات نظامی گسترده و پشتیبانی آمریکا تا به این حد ترسیده و کم آورده؟ آیا نیروی ایمان آنقدر بالاست که هر قدرتی رو بتونه از پا در بیاره ؟ نظراتتون رو از من دریغ نکنید.

 چرا باید توی دنیای بزرگ و پهناور

 یه دیکتاتور بیاد و هر چی میخواد از دست ما بگیره؟

واسه چی جوونه ی امید ما

 توی دستای شکنجه گر و وحشی بمیره؟

 تو چنگ باد اسیرن بچه های شهر قانا

 هیشکی بالا سرشون نیست واسشون بخونه لالا

 اگه میخوای تو بفهمی این عذابو

یا بفهمی دلیل شکنجه های بی جوابو

بهتره بری به کشور فلسطین

 جایی که موج میزنن آدمای مزدور و بی دین

جایی که جای عدالت تو میبینی باز خیانت

این یه گناه بزرگه، اومدم واسه شکایت

هر جا بری تو دنیا میشنوی این حکایت

 حکایت مفصلی از صحنه ی جنایت

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 14:53  توسط محمد   | 

 

در حالی که این روزها سریال نرگس تونسته عنوان پربیننده ترین فیلم صدا و سیما رو به خودش اختصاص داده تصمیم گرفتم در بخش چهره ها به معرفی مهدی سلوکی  بازیگر جوانی که با سریال نرگس تولدی دوباره رو تجربه میکنه بپردازم.

او برای اولین بار در سال 79 در فیلمی که به مناسبت ماه رمضان از شبکه ی یک پخش شد (اسم فیلم در خاطرم نیست) در کنار اسماعیل شنگله و هایده حایری نقش بهزاد فرزند این دو نفر رو ایفا کرد. بعد از این سریال بود که سلوکی را در نقش های مختلف و نه چندان دلچسب دیدیم تا اینکه وی با حضور در سریال بوی غریب پاییز باری دیگر سعی در ایفای نقشی متفاوت در تلویزیون داشت که تا حدودی از پس این کار بر اومد.

برادر کوچکتر محمد سلوکی در تابستان 82 اجرای برنامه ی پلک رو در کنار صابر ابر و حسین عباسی مجریان محبوب آن سالها به عهده گرفت که اجرایی تقریبا قابل قبول داشت.

بعد از این شاهد حضور او در سریال تب سرد به کارگردانی علیرضا افخمی در نقشی نسبتا فرعی بودیم که به عنوان برادر حمید گودرزی در این فیلم ایفای نقش کرد.

در اوایل پاییز 83 با حضور در باجناق ها اولین و تا به اینجای کار آخرین حضور او را در عرضه ی طنز های نود شبی دیدیم در این فیلم که بازیگرانی مثل فرهاد آییش، سیروس گرجستانی، مریم سعادت،مائده طهماسبی حضور داشتند و در اواسط فیلم شاهد حضور زنده یاد منوچهر نوذری بودیم سلوکی نتونست بازی قابل قبولی ارائه کنه و بعد از اون تا همین 1 ماه پیش خبر خاصی از او نبود تا اینکه وی با ملودرام روتین نرگس به مدت حدودا 90 شب میهمان خانه های ما خواهد بود.

فیلمی که به جرات برگ زرینی در کارنامه ی سیروس مقدم کارگردان پر کار تلویزیون در سال های اخیر هست.

شاید یکی از دلایل پر بیننده بودن این سریال نگاه کردن به آخرین کار هنری پوپک گلدره هنرمند فقید صدا و سیماست که در اواسط فیلمبرداری این کار در شهریور ماه 84 با تصادفی که داشت به کما رفت و سر انجام در اواخر فروردین 85 در گذشت.

به غیر از وی گروه بازیگری این سریال گروهی نسبتا حرفه ای است و اکثر بازیگران این سریال مثل حسن پور شیرازی، مهرانه مهین ترابی و عاطفه نوری در این سال ها ثابت کرده اند که بازیگران قابلی هستند و میتوانند در صورت وجود عوامل مناسب کاری ماندگار ارائه دهند که بی شک با حدود پخش 25 قسمت از این سریال نشون دادند که همین طور هم هست.

مهدی سلوکی دیشب (چهار شنبه) به عنوان میهمان در برنامه ی الفبای مهربونی با اجرای کاظم احمدزاده و جواد مولا نیا در کنار برادرش محمد سلوکی و علی لهراسبی خواننده ی موسیقی پاپ برای دقایقی مهمان شبکه 3 بود و بیشتر پیرامون جنگ اسرائیل با لبنان و فلسطین صحبت کرد و به دلیل وقت کوتاه برنامه مجالی برای صحبت درباره ی موضوعات دیگر پیدا نکرد.

محمد سلوکی هم این روز ها اجرای برنامه ی یک روز تعطیل که جمعه صبح ها از شبکه تهران پخش میشه رو به عهده داره و در کنار جواد یحیوی تونسته اجرای زیبایی داشته باشه.

به هر حال هم او و هم برادرش این روز ها از محبوبیت زیادی برخوردارند و آینده ای روشن در انتظار آنهاست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 21:15  توسط محمد   | 

 

از امروز در بخش چهره ی روز، به معرفی چهره های روز ایران و خارج از کشور در عرصه های مختلف میپردازم که امیدوارم مورد توجه شما قرار بگیره. پس از امروز هر روز فقط  یک چهره رو به شما معرفی میکنم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 21:11  توسط محمد   | 

 

 خبر کوتاه و مهم بود. علی دایی پیرمرد فوتبال ایران به سایپا پیوست. در حالی که در چند روز اخیر شنیده ها حاکی از حضور دایی در راه آهن تهران داشت دایی ترجیح داد با قرار دادی یکساله به جمع نارنجی پوشان تهرانی بپیوندد.

باید منتظر حضور او در تیم سایپا بعد از دعوت نشدن به تیم ملی باشیم و ببینیم آیا او توانایی جلب نظر قلعه نویی رو داره یا نه؟

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 22:25  توسط محمد   | 

   

علاقه ی من به ترانه سرایی از حدود 2 سال پیش که فهمیدم به موسیقی علاقه مندم با خودم گفتم مگه ترانه سرا هایی که تعدادشون هر روز بیشتر میشن چه چیزی بیشتر از من میدونن که به این سطح از شهرت رسیدن؟

همین جا هم اعلام میکنم به غیر از یغما گلرویی، شاهکار بینش پژوه،مریم حیدرزاده، ترانه مکرم ،افشین یداللهی و افشین سیاهپوش بقیه ی کسانی که در داخل کشور خودشان را ترانه سرا میدونند چیز دندون گیری رو به نظر من ارائه نکردند ضمن اینکه علی معلم دامغانی رو بیشتر یک شاعر دفاع مقدس میدونم نه ترانه سرا گرچه سعی کرده با اشعاری که برای محمد اصفهانی و مجید اخشابی که به مخاطب ارائه کرده تا حدودی به موفقیت نسبی دست پیدا کنه.

به هر حال بعد از اینکه چند ماه آهنگ گوش کردن به این حس رسیدم که میتونم تیری در تاریکی بزنم و شانسم رو امتحان کنم.

اوایل خیلی تقلیدی و عاشقانه از آب در میومد اما به مرور زمان پیشرفت کردم تا اینکه تصمیم گرفتم یکی از شعرامو به آرتین شاهوران که آلبوم زیبای صورتک رو سال 82 منتشر کرده بود میل بزنم چند روز بعد هم جوابمو داد و گفت شعر از نظر عروض اشکال داره و همونجا کلی خورد تو ذوقم اما هنوز نا امید نشدم و این راهو ادامه میدم به چند تا از ترانه هام توجه کنید.

 

دلم نمیخواست که چشمام به روی چشمات وا بشه

نخواستم پنجره ی دل به روی قلب تو وا شه

من میخواستم همیشه یک دل بمونم

این جوری هر کسی تو دل هر کسی جا میشه

این جوری میشه فهمید عشق مثه کتاب میمونه

اون کسی که دو رنگه همیشه تو خواب میمونه

فقط کسی برندس

که دور باشه از هوس

پاک باشه از هر کلک

تو بازی تک به تک

تهی باشه از نیرنگ

قلبش نباشه از سنگ

حرفش دروغ نباشه

قلبش شلوغ نباشه

تو دلش یکی باشه

یکی دیگه جا نشه

 

تا حرفی دیگر خداحافظ.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 22:29  توسط محمد   | 

 

سلام. چند روز پیش وبلاگ رو ساختم اما برای نوشتن اولین مطلب منتظر فرصت خوبی بودم که امروز این فرصت پیش اومد و در سوم مرداد که روز تولد هفده سالگی من هست کار رو شروع میکنم و در همین ابتدای کار هم میخوام من رو با پیشنهاداتتون در راه پیشرفت وبلاگ کمک کنید.

تصور اینکه 17 سال و یا 204 ماه یا 884 هفته یا 6205 روز یا 148920 ساعت یا  8935200 دقیقه یا 53611200 ثانیه (شاید با خودتون فکر کنید عجب ریاضیدان خفنی نگارنده ی مطلبه که باید عرض کنم که تمامی این محاسبات رو با استفاده از ماشین حساب ویندوز انجام دادم)  از عمرم سپری شده یه ذره واسم وحشتناکه و منو میترسونه که عمرم هم به همین سرعت بگذره و نتونم ایده ها و اهدافم رو جامه ی عمل بپوشونم.

شاید سرعت من پایینه یا شایدم سرعت دنیا بالاست اما هر چه هست گذرش غیر قابل کنترله و نگه داشتن زمان دست من و تو و اون نیست.

الان که دارم این مطلب رو مینویسم دارم  آهنگ خورشید و ماه از آلبوم چی شده؟(که بر عکس اسمش آلبومی سنگین از آب در اومده و باید به همین خاطر هم به بابک جهانبخش عزیز خواننده ی جوان و خوش صدای این آلبوم به تبریک گفت) رو گوش میدم. البته ربطی به بحث نداشت.

به هر حال امید وارم نوشته های بعدیم خلاصه تر و مفید تر اراائه بشه.

از همین الان هم باید بگم علایق اصلی من موسیقی، سینما و روزنامه هستند که بعضی از اوقات هم سعی میکنم گریزی به مطالب اجتماعی هم بزنم و همچنین دل رو به دریا بزنم و درباره ی سیاست و ............... هم تو وبلاگ مطلب بذارم.

اینو هم بگم که چند وقتیه یه تبی فراگیر شده که خواننده های ایرانی چه مطرح و چه غیر مطرح میان و بعضی از آهنگ هاشونو میذارن روی وبلاگ ها و با این قصد سعی در بازارگرمی دارند نمونه ی اخیر اون هم فرزاد فرزین خواننده ی موفق آلبوم شراره است که اواخر سال 83 عرضه شد و مورد توجه علاقمندان به موسیقی هم قرار گرفت و حالا اومده و آلبوم جدیدش رو در بعضی از وبلاگ ها قرار داده و طی دو سه روز اخیر هم از اکثر این وبلاگ ها این آلبوم رو به دلیل عدم رضایت فرزاد فرزین برداشتند اما در بعضی از وبلاگ ها هنوز آلبوم برداشته نشده. در پایان هم عرضی نیست جز اینکه من برم تا فیلم نرگس رو ببینم فعلا تا بعد خداحافظ.  

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 22:58  توسط محمد   | 

 

www.Tarfandestan.com

www.iransohrab.net